۱۳۹۶ خرداد ۲, سه‌شنبه

سیاست برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی





یک - بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی بند پر آوازه‌ای در وصیت‌نامه خود دارد به اسم بند «ل» که در آن از جمله آمده: «وصیت اكید من به قوای مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمایند و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند كه - بی اشكال به تباهی كشیده می‌شوند - و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شورای رهبری است كه باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.»

دو – اصل 150 قانون اساسی می‌گوید: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند.»
این درست است که شورای نگهبان در سال 61 معتقد بود فعالیت فرهنگی برای سپاه پاسداران از متن قانون اساسی مستفاد نمی‌شود ولی حتی نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» هم یک شمولیت عام دارد و بر هر آن چه از انقلاب پاسداری کند، منطبق می‌شود. حالا مدت‌هاست شورای نگهبان هم از آن تفسیر اولیه عدول کرده. طبعا با پایان جنگ و توجه دادن جامعه به مقوله «تهاجم فرهنگی»، صبغه فرهنگی و سیاسی ماموریت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پر رنگ‌تر شد همچنان که فعالیت‌های اقتصادی‌اش. از دیگر سو مخالفان موضع‌گیری‌های سیاسی سپاه و بسیج، به خصوص بسیج، توجه ندارند که خود رهبر فقید انقلاب به تشکیل بسیج دانشجو و طلبه دستور داد که کاملا وجهه فرهنگی و البته سیاسی دارند و این هر دو زیر مجموعه سپاه فعالیت می‌کنند. همچنین توجه ندارند که فرماندهی کل قوا با ولی‌فقیهِ حاضر است (اینکه «پس چرا باید از رهبری درگذشته وصیت‌نامه وجود داشته باشد؟» روی سخن این یادداشت نیست).

سه – مخالفان دخالت سپاه و بسیج در گروه‌بندی‌‌های سیاسی (به معنی تبلیغ علیه یا له کاندیدایی تحت پوشش رسانه‌های در اختیار یا پایگاه‌هایی که حتی در کوره دهات بنا شده‌اند)، عمدتا به بند «ل» وصیتنامه امام استناد می‌‌کنند و موافقانش به جواز ولی‌فقیهِ زمان و به قانون اساسی که به «نگهبانی سپاه از دستاوردهای انقلاب» تصریح دارد.

چهار - «دستاوردهای انقلاب» اما یک عبارت بسیار تاویل‌پذیر و کلی است؛ کسی می‌تواند نگهبانی از دستاوردهای انقلاب را عدم صدور جواز ورود افراد معیّنی به دایره قدرت تعبیر کند (حتی با علم به مقبولیت و احتمال رای‌آوری) و کسی هم می‌تواند «آزادی مردم» در انتخاب رییس‌جمهوری و نماینده مجلس را؛ چه آن‌که یکی از سرفصل‌های مخالفت با نظام شاهنشاهی، برگزاری انتخابات غیرآزاد بود.
اگر برداشت اول مبنا باشد، حتی تخریب کسی یا کسانی برای فروپاشاندن سازمان رای او می‌تواند دفاع از دستاوردهای انقلاب تعبیر شود (چه رسد به نظارتِ بی‌لگامِ استصوابی) و اگر برداشت دوم مبنای عمل قرار گیرد (یعنی دفاع از حق انتخاب آزادانه مردم)، مقابله با روند کاستن مدام از تنوع حق انتخاب‌های مردم، می‌تواند عین دفاع از دستاوردهای انقلاب باشد.

پنج – آن‌چه مبنای برداشت از «حفظ دستاوردهای انقلاب» را شکل می‌دهد، نوع تلقی واقعی (نه شعاری و نمایشی) از «سطح درک و فهم مردم» است. اگر مردم، وفادار، همیشه‌درصحنه، آگاه و بهتر از مردمان حجاز و عراق در صدر اسلام فرض شوند، به طور طبیعی حق انتخاب‌های متنوع‌تری در مقابل‌شان قرار داده می‌شود تا این که مردم کسانی فرض شوند که راحت گول می‌خورند، درک و تحلیل سیاسی ندارند و باید حتما کسی عصاکش آنان باشد!

.
در تلگرام: +

۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه

نُسوج ِ سوخته وجدان





حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان، و لابد از باب روحیه دادن به ستاد رییسی و حامیان داغدار او، مدعی شده که  رئیسی برای تبلیغات ۴۰ روز وقت داشت و روحانی ۱۴۴۰ روز  و «به‌آسانی می‌توان نتیجه گرفت که رأی آقای رئیسی دست‌کم دو برابر آراء اعلام‌شده یعنی نزدیک به 30 میلیون است چرا که وقتی با امکانات اندک و فرصت 40روزه توانسته است صاحب 16 میلیون رأی شود، به‌یقین اگر امکانات فراوان و فرصت 4ساله آقای روحانی را در اختیار داشت، تقریبا رأی چندانی برای رقبای ایشان باقی نمی‌ماند.»!

مشکل اساسی اصولگرایان همین فقره جهل و تجاهل‌هاست؛ نادانی و خود را به نادانی‌زدن‌ها! از محل همین مشکل است که نمی‌فهمند نه اتهام «لیست انگلیسی» کامروای‌شان می‌کند و نه زنگوله بیدارباشِ «سند 2030 یونسکو» و نه حتی ادعای وقتِ کم تبلیغات!

رییسی سنگی نبود که با آخرین ابر باریده یا ناگهان از زیر بوته و پشت کوه سربرآورده باشد. رییسی به پیشانی جریانی تبدیل شد که از سه سال پیش، روی روحانی اسم «اولین رییس‌جمهوری یک دوره‌ای» گذاشته بود و از مدت‌ها قبل‌تر با دستاویز قرار دادن انتقادهای عالی‌ترین منابع قدرت در کشور علیه دستاوردهای دولت (و از جمله برجام)، از هیچ تحقیر و تضعیفی علیه دولت روحانی کوتاهی نکرد. رییسی - در موقرانه‌ترین تعبیر - نقش آخرین دونده دوی امدادی اصولگرایان را به عهده داشت در حالی که امثال قالیبافِ عقده‌ای نیز به میدان آمده بودند تا بهره بسازند و ببرند و به آخرین دونده، حال بدهند!

قدرت بی‌حساب و بی‌سوال و  منابع مالی متصل به بیت‌المال که غصه ته‌کشیدن‌اش نیست، مقاوم‌ترین نُسوج وجدانِ امثال شریعتمداری را هم سوزانده که روزنامه تحت مدیریت‌اش به لحاظ رعایت نکردن حدود قانونی در ایام انتخابات، به گزارش منابع رسمی، یکی از قانون‌شکن‌ترین رسانه‌ها بود به سود رییسی و زیان روحانی.

کاش امیدی به احیای وجدان امثال شریعتمداری وجود داشت.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۳۰, شنبه

یک پیروزی بسیار گوارا





پیروزی دوباره روحانی در انتخابات بسیار گواراست؛ نه صرفا از آن رو که در این 4 ساله نشان داد با وجود حجم وسیع ویرانی‌ها، هنوز راه نجات و امید باز است و با این پیروزی، طی این طریق در 4 سال آینده، مورد تایید ملت و ضروری است (و بی‌تردید با رفع کاستی‌های 4 سال سپری شده)، بلکه از آن رو که نه تیرهای رقیب و نه در باغ سبز نشان‌دادن‌هایش به اعتبار اوضاع نامساعد معیشت مردم، نتوانست کاری از پیش ببرد.

باید قبول کرد کار روحانی 96 بسیار دشوارتر از کار خاتمی 76 بود؛ خاتمی دولت مستقر نبود و روحانی 4 سال زمامدار بود و املای نوشته داشت وقتی «تیرِ رقیب»، ترساندن مردم از آسیب‌هایی بود که خاتمی 76 و روحانی 96 می‌خواستند نصیب دین مردم کنند! مدام به مردم القا کردند که این‌ها آمده‌اند دین‌تان را به تاراج ببرند و شما باید بترسید. قول اشتغال و صدقه‌ی بی‌حساب هم به کار نیامد، همان‌طور که آویختن از فساد دامن‌گیر برای کوبیدن دولت روحانی وقتی دامن ِ و دستان خودِ رقیب، آغشته تباهی و فساد بود.

اصولگرایان بی‌چاره شده‌اند؛ نه بانگ قیمومیت‌شان بر دین خریداری چنان دارد و نه غرش «دنیای‌تان را آباد می‌کنیم»! اصولگرایان فقط در فقره قوه مجریه البته ناچار از رقابت‌اند آن‌هم با دایره‌ای تنگ از مشمولان رقیب؛ صدا و سیما و قوه نظامی-سیاسی-فرهنگی-اقتصادی و عدلیه را هنوز در کف اختیار دارند و سُفره قوه مقننه و خبرگان هم بی‌زحمتی نه چندان، به سعی شورای نگهبان، عموما و مجموعا، مطلوب از کار در می‌آید! همین در کف اختیار داشتن‌های بی‌زحمت چشمِ دل‌شان را می‌بندد و از این گذر، هم خود زیان می‌بینند و سربازان‌شان سرخورده می‌شوند و هم منابع کشور به درّه‌ی هدر می‌رود.

خوشی پیروزی روحانی، البته از یادمان نمی‌برد که دستان سعودی‌ها و ترامپ چطور امروز یکدیگر را می‌فشارد درحالی که هر دو، از ایرانِ آباد منزجرند و ماجراجویی‌های انقلابی چه بی‌زحمت می‌تواند آنها را خشنود سازد و هیزم به آتش‌شان بیفکند.


در تلگرام: +